سيد محمد كمره اى
290
روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )
جلسه مجمع دمكراتها بعد ساعت دو از شب بلند شده ، در خانه را تا باز كرده بيرون روم ، ژولى با كمال جلدى از خانه بيرون آمده فرار كرد ، ديگر پيدا نشد . بعد من هم سوار واگون ، درب مجمع دمكراتها پياده شده وارد شدم . بيست و سه نفر از مدعوين حاضر شدند : نجات ، تدين ، صدرائى ، ناظم التجار ، دبير خلوت ، دكتر مهدى خان ، ركن الممالك ، ميرزا حبيب الله خان ، ميرزا باقر خان ، ميرزا اسماعيل خان ، مميز ، دكتر حسن خان ، فاضل عراقى ، ملك الشعراء ، ثبت اسناد ، من كمرهاى ، ميرزا ابراهيم قمى ، محمد ولى خان ضياء السلطان ، بهمن ، معاون السلطنه . همراهى صمصام با سوسياليستها ساعت چهار و نيم از شب شروع به مذاكرات شد . عمده اين بود كه كميسيون مختلط كه اعلان كرد در سياست امروز مىبيند كه به واسطه عدم مساعدت صمصام السلطنه با دمكراتها و همراهى با سوسياليست دمكراتها ، دمكراتى قوى داراى اكثريت دارد از ميان مىرود . دبير الملك و بعضى ديگر از دمكراتها را خارج مىنمايد و سوسياليست جاى آنها مىآورد . بايد سلب اطمينان از اين كابينه كرد و حالا بايد خود كميسيون مداخله در سياست بكند يا آنكه جمعى يا عامه دمكرات به او اجازه دهند روح اكثر ، خاصه تدين ، دكتر حسن خان و ملك الشعراء بر اين بود كه به اين كابينه بايد ضديت كرد و او را انداخت . آقا ميرزا حبيب الله خان گفت من تعجب مىكنم كه جمعى همينكه منافع خود را از يك نفر متنفذ ديدند كم مىشود ، مىروند با جاهاى ديگر مىسازند و به بعضى مطالب متوسل مىشوند و طرفيت با اولى پيدا مىكنند . من الان مىشناسم اشخاصى را كه جزو ما هستند و با شاهزاده عبد العظيمىها و تجريش رابطه و رفتوآمد دارند ، حالا اين عنوانات را پيش كشيدهاند . كه يك مرتبه ملك الشعراء و تدين بناى رجز و فحاشى [ گذاشته ] و از پاكدامنى خودشان ، افتخارات ، و فحاشى به رفقاى آقا ميرزا حبيب الله خان نموده ، سايرين هم مساعدت كردند و بيچاره ميرزا حبيب الله خان به عذر آوردن متوسل شد . بالاخره با چند پيشنهاد ؛ اينكه كميسيون مختلط چند نفر را كه خود صلاح بداند دعوت نمايد و قرار لازم به اسرع اوقات بگذارد كه چه قسم بشود . شب يكشنبه را كه بيايند منزل بنده